خرید بک لینک

در این گزارش به بررسی کامل «حسنیه» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

خانه عمر در حال ویرانی است

جرعه جرعه اندوه ها را می نوشیم

فرصت بده دامانت را به چنگ گیریم

ای آن که قبل از سوال عطا می کنی

برچسب: نویسنده: اشکان رستمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 17:54

در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «عاشورا» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خورشید به زوال ظهر عاشورا نرسیده اما کاروان مجاهدان آخرالزمانی سالار شهیدان روانه دیار قدس شده اند و از آنجا گرفتاران قفس اهوا تن را به رهایی و رحیل می خوانند و من، خسته پی پای رفتنم و دستی که سوی دوستان دراز کرده ام.شمر و حرملادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان رستمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 17:54

موضوع «شب عاشورا» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. امشب اگر چه در کنار رزمندگان در حسرت شب عملیات هستماما اندوه عمیقم آن جاست که حسین زمانه ام رفت و ما ماندیمشرمسار از دست هایی که قطع نشدهاز سری که بر تن ماندهاز حنجری که بریده نشدهاز تنی که قطعه قطعه نشدهآن گوشه در کنار مزادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان رستمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 17:54

خورشید به زوال ظهر عاشورا نرسیده اما کاروان مجاهدان آخرالزمانی سالار شهیدان روانه دیار قدس شده اند و از آنجا گرفتاران قفس اهوا تن را به رهایی و رحیل می خوانند و من، خسته پی پای رفتنم و دستی که سوی دوستان دراز کرده ام.شمر و حرمله نامرد یهود آن سوی میدان هل من مبارز می طلبند و اگر چه کاروان سوی منزل مقصود می رود اما غروب این عاشورا سرخ نیست و سبز است. جوی خون یاران، آتش نمرودیان را بر ابراهیم گلستان خواهد کرد. گلستانی که باغ و نیزارش به هیچ حرمله ای چوب برای تیر نمی دهد.و دوستان دستم را خواهند گرفادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان رستمی تاريخ: جمعه 7 آذر 1404 ساعت: 1:28

سالها هر جانی بچه کش را به حرمله تشبیه می کردم و دیشب

خود حرمله را دوشادوش شمر و خولی و سنان در غزه دیدم

و در حیاط آن بیمارستان که تکه های اجساد کودکان را به

نیش می کشید...

نسیر الی القدس بطلب ثارالحسین...

برچسب: نویسنده: اشکان رستمی تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1402 ساعت: 13:11

۴۴ سال همه مصائب تاریخ انبیاء بر سلمانِ فارسی صفتان ،توسط خیبریان و سفیانیان وارد آمد اما شهید می دهند کهنهضت زنده بماند. احمق ها ، کربلایی های قم و مشهد و ایرانرا با سقیفه ای های آندلس اشتباه گرفتند. این کشتیِ بیمه شده با خون به منزل و ساحل مقصود خواهد رسید و بدابه حال بیچارگانی که از عرشه اش به دریای تیره بختیو ضلالت سقوط کنند و وا اسفا بر آنانی که پیاده شدند و سوار نشدند. زمان سپری خواهد شد و فتنه ها و بلایایشدیدتری از لشکر شیاطین جن و انس خواهد رسید اماکرانه های ساحل نجات از دور هویداست. چشم دل و سروا کنید... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان رستمی تاريخ: چهارشنبه 26 بهمن 1401 ساعت: 21:47

جنگی میان سیل میلیونی حلالزادگان و شماری حرامزادهجنگ طهارت و نجاستجنگ حلال و حرامجنگ حزب الله و حزب الشیطانجنگ صدق و دروغجنگ حقیقت و مجازیجنگ عفاف و فحشاءجنگ کفر و ایمانآینده و حسن عاقبت یقینا از آن حزب اللهیان است و او اراده کرده کلمه الله را بر تمام عقاید غالب گرداندحتی اگر تمام نجاسات و شیاطین مکره مقاومت کنندنه جای بیم بلکه جای تاسف است که ناصالحان خود رااز این قافله جدا می کنند. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان رستمی تاريخ: دوشنبه 2 آبان 1401 ساعت: 12:54

دیوار های شهر را با رنگی به سیاهی درونشان 

چرک می کردند و می نوشتند : ما هستیم!

چون ما خط نورانی امام راحل را از یاد برده بودیم

نوشته بود: تا مبارزه علیه استکبار هست ما هستیم.

یقینا نور بر ظلمت و سیاهی پیروز است.

برچسب: نویسنده: اشکان رستمی تاريخ: پنجشنبه 30 تير 1401 ساعت: 22:46

اسیر و گرفتار در صحن آزادی نشسته ام.از ماذنه قرآن پخش می شود.خادمی می گوید : نماز جماعت در صحن کوثر.من اما در این اندیشه ام که پدر ومادر یا همسرچشم انتظار یک مفقودالاثر هرگز آرام نمی شود و همیشه چشم به راه و چشم انتظار است تا اینکهیا مُنتَظَرش از راه رسد یا جنازه ای که آغوش کشدعزا بگیرد و دفن کند و زهر تلخ انتظار به زخم وداع بدل شود.مدتهاست در اینجا حاجت نمی طلبم چون که طبیب مسلط خود نسخه می پیچد و داروی درمان می دهد اما اینکخسته تر از خسته و ناامیدتر از ناامید بیمار ترینگرفتار در یک تسلسل زجرآوریک وداع برای پایان انتظاریک دلیل برای عزاداری یک جنازه برای تدفین میخواهم.اللهم الرزقنی بحق حجتک  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان رستمی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:59

من حامي دينم و علي رهبر منبي حب علي کجا شود باور مناز دامن او دست نخواهم برداشتحتي که جدا شود سر از پيکر من.........................................بشناس ما را : همانهایی که از رخوت جابرها و سستی ابن عباس ها گریختیم و به میثم و بر یر و وهب و زهیر و حر اقتدا نموده ایماین مسیر خون می خواهدو بس...مادر پهلو شکسته ام بحق محسن شهیدمرا خاکستر بپذیر...---------------------------امروز 17 از مهرماه 92 روی شعارها و آرمانهایم فکر می کنمو پایبندی به آنهاو نیزفراز و نشیب این مسیر و می اندیشم به توان خودم در مقابله با هوای نفستلاش می کنم که دیگر به هیچ کس و هیچ چیز این دنیای آلودهو فانی علاقه و دلبستگی نداشته باشماین تفکررا مدیون وجود خیلی ها و روی دادن خیلی حوادث هستمتلاش می کنم بر این دید باقی بمانم-------------------وَ یَبقی وَجهُ رَبِّکَ ذُوالجَلالِ وَ الإکرام ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان رستمی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:59

امشب مثل هر سال منتظر ساعت ۲۱ و تجدید بیعت با امامراحل و حاضر انقلاب هستم. مشکلات هست اما غلو و سیاهنمایی در بیان آن را می شناسمعوامل آن و راه برون رفت از آن را نیز برای همین است کههیچ شعب ابیطالبی آخرالزمانی و هیچ عمال حاکمیتی اموینمی تواند ما را به انقلاب شهیدان بدبین کند.مثل شهدا اگر گرسنه و عطشان ، بی خانمان ، اسیر و قطعهقطعه شویم دست از عشق و تبعیت از اماممان نمی کشیم .لبیک فرزند حسین ...لبیک یا شهید... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان رستمی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:59

تنزل شریفان خلق

قدرناشناسان جاهل به معنا

تا ناکجایی است که 

اسم اعظم الله را فرق می شکافند

و می شکنند.

بار الهی بعلی

ما را در هیچ وصفی از اوصاف با آنان قرین منما 

برچسب: نویسنده: اشکان رستمی تاريخ: سه شنبه 25 شهريور 1399 ساعت: 12:59

قصه ما به سی رسید.

اندوه دوری

ریا

خیانت

دروغ

و چه زشت و بیهوده میشد

دنیا اگر شهید نداشت.

برچسب: نویسنده: اشکان رستمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 1:21

یادم آمد که هر صبح می گویی:

اندبنک صباحا

مساء بود بیاد بدل الدموع دما

اشکی جاری شد.

هنوز زنده ایم... اندکی...زنده

برچسب: نویسنده: اشکان رستمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:12

شاگرد تنبل و رفوزه آن قدر در امتحانات پیاپی مردود شده بود

که بی عاری گرفته بود. دیگر مثل اوایل ، مردودی برایش

ننگ و عار نبود.

هر آزمون یک مردودی.

خداوندا تجدید کن اما مردود نه.

--------------

ظاهرا خوبم. اما نگران. من من نیستم. نگران آن منی

هستم که با من نیست.

برچسب: نویسنده: اشکان رستمی تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 23:07

صفحه بندی